۵۱. بیخودترین - تاریخ: 1405/5/21 ساعت: 0:30
ببین من هر روزی که نگاه میکنم میبینم چقدر خوشحالم از بابت نبودن بعضی احمقا تو زندگیم و خندم میگیره از بودن آدمهایی با این احمقا.دوست پسر قبلی من چندش ترین و بیخودترین آدمی بود که تو زندگیم بود و کاش دقیقا از زندگیم حذف بشه. و واقعیت اینه مثل قبل براش آرزوی موفقیت نمی‌کنمهمینطور همخونه ایام
۵۷. موجود بیفرهنگ - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:12
در خانهی ما موجودی بیفرهنگ و بینزاکت زندگی میکند و هر طور شده باید بتوانم ارتباطم با او را قطع کنم چرا که برای من اذیت کننده و سطحیست.وی بسیار وحشی و مودی میباشد که من بیزارم.کاش رفتارم نسبت به او تغییر کند و به تخمم بگیرم.همین. Adblock test (Why?)
۵۸. برای رسیدنش - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:12
من انتظار آمدن او را میکشم، روزی که من بر سرکارم و او برای درس در یکی از بهترین دانشگاههای اینجا قصد ادامه تحصیل دارد.باور دارم و ناامید نمیشوم و هر دو برای رسیدن به این آرامش تلاش میکنیم.دوسش دارم. Adblock test (Why?)
۵۴. رفتن - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 14:59
عن داره میره معلوم نیست چی پشت ما هم گفته. درک.
۵۵. ایستادن - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 14:59
برای روزهایی مثل امروز بسیار تلاش کردم و استرس کشیدم و همهی دردها رو به جون خریدم، اما این هنوز اول راهه! پس ادامه بده و ادامه ..
۵۶. نیو.فر - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 14:59
حالا من اینجام با حجم زیادی از دلتنگی!
۲۸. - تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 12:31
پناه میارم به بلاگفا بعد از دوسال ونیم!راستش اصلن یادم نبود چنین صفحهای هست تا وقتی که تويیترمو میخاستم دیاکتیو کنم!اومدم بگم من وارد یه رابطهي فرا احمقانهای شدم که خدا میدونه چی گذشت به من!باید
۲۹. - تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 12:31
گذاشت رفت!بعد این همه مدت بحث و جدل؟چرا؟
۱۸.بیشعوری دو - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 15:54
خانوم ایکس از اینکه از بچگی انقدر حسودی منو کردی بس نیست ؟! بیا و فککن از همه نظر از من بالاتری، جون هرکی دوس داری دس از سر کچلمون بردار .. خب ؟! خونواده مم از دست تو و خونواده ت عاصی شدن .. نمیدونم چ
۱۹.در جواب خانم مریم - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 15:54
زمانی که از زندگی کسی خبر ندارید گوه اضافه نخورید . ممنونم . پ.ن : واقعا هرچی باشه آدم، پشتش حرف میزنن .. ندیده و نسنجیده :))) وای خدایا اومده میگ خوک نجس، من با تو چیکار دارم آخه بی دلیل فحش میدی بیش
۲۰.مادر - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 15:54
ببخشید که جز به خودت هیچ جا نمیتونم تبریک بگم این روز قشنگو، ببخشید که هستم . تولدت مبارک جونم
۲۲.پارادوکس - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 15:54
شاید همین الآن ک دارم مینویسم یکی از آرامش بخش ترین و پرمشغله ترین ذهن رو همزمان باهم دارم، آره احمقانه ترین پارادوکسه ولی جالبه واسم .. هرشب ذهنم درگیره و نه لزومن درگیر بد، اما خیلی ساله ک نمیتونم رو کاغذ بیارمشون، خیلی ساله ک افکارم پشت سد گیر کردن واس بیانشون همه چی قاصره .. گریه کردنمم همینه هم...
٢٤.پنیییییییییییر - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 15:54
تقریبن کمتر از ی هفته دیگ من میتونم برم "ه" و پنیر بخورم :ایکس
۲۶.جهان خرد شده :)) - تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 15:54
خوشحالم ک دارم برمیگردم ب خود قدیمم و دوباره کتابای زیادی آوردم ک بخونمشون و حتا برای چندمین بار برای حافظه ای ک داشت از بین میرفت، برای تمام سررسیدهایی ک سالهاست خاک میخوردند و حالا قراره دوباره پر بشن، فقط ی مشکل بزرگ هست ک امیدوارم تو بهترین حالت ممکن درنظر بگیرمش، هرچند ک اون بهترین حالتو تو انت...
۴. - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 16:43
مرگ در همه حال مارا در آغوش دارد، اره، اما انگار گاهی بازوانش را دورت تنگ تر می کند. عشق بازی تنگاتنگ، گریزی نیست. به یک آن، این بدن که گور زندگیست میشود لانه ی مار مرگ که در این کوزه ی حالا خالی، حلول میکند و تخم ریزی، مار ام. که شوخی سرش نمیشود .. این ماریست که مهرش بر سینه ی همه ی ما هست .. پ.ن :...
۶. - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 16:43
چشم هایم را میبندم ب روی تک تک اتفاق هایی ک افتاد و با خودم فکر میکنم آیا میشود از نو شد ؟! باید رفت بجایی ک ن نوری هست و ن تاریکی .. میل ب محو شدن خرخره ام را میجوعد .. پ.ن : ک فرمود ماحصل بی خابی و کسالت مشدد تن به ساعت پنج صبح بی قرار ب وقت ایران + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:1&n...
۹. - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 16:43
چرا همیشه بخاطر زبون تند و تیز و بلبل زبونی ای ک ا بچگی داشتی، من باید مقصر باشم؟! چرا همیشه بوقت دفاع من نمیتونم حرف بزنم.. اونوقت همه چی بیفته گردن من ؟! چرا باید همیشه کوتاه بیام و تو خودم بریزم ؟! واقن انصاف کجاست ؟! شعور کجاست ؟! جواب همه ی بدی ها رو کی میده ؟! جواب همه ی بدبختا ؟! خوشبختا ؟! ر...
۱۱. - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 16:43
سوالی ک مطرحه ابنه ک چرا سعی داریم وقتی یچیزی رو میدونیم تو سربقیه بزنیم ؟! و برتری خودمونو نشون بدیم ؟! ما اگ تو کشور جهان سومم زندگی نکنیم همینیم، بد زندگی کردیم خیلی بد + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:59&nbsp توسط مهمه ؟ |
۱۲. - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 16:43
راسش بی دلیل حال الآنم خوبه و دوست داشتم اینجا هم بنویسم اما نمیدونم چرا وقتی لپ تاپ روشن شد بی اختیار سیستم گلستان رو باز کردم و جالبیش اینه ک نیاز ندارم :)) بگذریم ولی میشه اون چه ک ته ذهنمه تو این چن وقت اتفاق بیفته ؟! ی حس ترس عجیبی دارم بابتش، اما بیفته .. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهری...